مزامير - فصل 6

123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536373839404142434445464748495051525354555657585960616263646566676869707172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115116117118119120121122123124125126127128129130131132133134135136137138139140141142143144145146147148149150
← قبلی بعدی →
1  [برای سالار مغنیان برذوات اوتار برثمانی. مزمور داود] ای خداوند، مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن!
2  ای خداوند، بر من کرم فرما زیرا که پژمرده‌ام! ای خداوند، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است،
3  و جان من بشدت پریشان است. پس تو ای خداوند، تا به کی؟
4  ای خداوند، رجوع کن و جانم را خلاصی ده! به رحمت خویش مرا نجات بخش!
5  زیرا که در موت ذکر تو نمی‌باشد! در هاویه کیست که تو را حمد گوید؟
6  از نالهٔ خود وامانده‌ام! تمامی شب تختخواب خود را غرق می‌کنم، و بستر خویش را به اشکها تر می‌سازم!
7  چشم من از غصه کاهیده شد و به‌سبب همهٔٔ دشمنانم تار گردید.
8  ای همهٔٔ بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند آواز گریهٔٔ مرا شنیده است!
9  خداوند استغاثهٔ مرا شنیده است. خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود.
10  همهٔٔ دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده، ناگهان خجل خواهند گردید.
← بازگشت به فهرست