مزامير - فصل 36

123456789101112131415161718192021222324252627282930313233343536373839404142434445464748495051525354555657585960616263646566676869707172737475767778798081828384858687888990919293949596979899100101102103104105106107108109110111112113114115116117118119120121122123124125126127128129130131132133134135136137138139140141142143144145146147148149150
← قبلی بعدی →
1   معصیت شریر در اندرون دل منمی‌گوید که ترس خدا در مد نظر او نیست.
2  زیرا خویشتن را در نظر خود تملق می‌گوید تا گناهش ظاهر نشود و مکروه نگردد.
3  سخنان زبانش شرارت و حیله است. از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است.
4  شرارت را بر بستر خود تفکر می‌کند. خود را به راه ناپسند قائم کرده، از بدی نفرت ندارد.
5  ای خداوند رحمت تو در آسمانها است وامانت تو تا افلاک.
6  عدالت تو مثل کوه‌های خداست و احکام تو لجهٔ عظیم. ای خداوند انسان و بهایم را نجات می‌دهی.
7  ای خدا رحمت تو چه ارجمند است. بنی‌آدم زیر سایهٔ بالهای تو پناه می‌برند.
8  از چربی خانهٔ تو شاداب می‌شوند. از نهر خوشیهای خود ایشان را می‌نوشانی.
9  زیرا که نزد تو چشمهٔ حیات است و در نور تو نور را خواهیم دید.
10  رحمت خود را برای عارفان خود مستدام فرما و عدالت خود را برای راست دلان.
11  پای تکبر بر من نیاید و دست شریران مرا گریزان نسازد.
12  در آنجا بدکرداران افتاده‌اند. ایشان انداخته شده‌اند و نمی‌توانند برخاست.
← بازگشت به فهرست